منافقان؛ گندم نمایان جو فروش

شناخت منافقان در ابعاد گوناگون می‌تواند مؤمنان را نسبت به آنان هوشیار کند تا ترتیبات احتیاطی را برای شرایط گوناگون اتخاذ کنند. منافقان از نظر ذات گرفتار دگردیسی شده و نور فطرت خویش را از دست داده‌اند. بنابراین، ذات طیب انسانی آنان به ذاتی پلید و خبیث تبدیل می‌شود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بلاغ؛ توصیف منافقان در قرآن بیانگر دورویی بسیار نهان مردمانی است که نمی‌توان بسادگی باطن پلید آنان را از ظاهر زیبایشان باز شناخت؛ زیرا آنان استاد بازیگری و نمایش چیزهای نداشته هستند تا جایی که با تحمیق توده‌های مردم ساده اندیش و ساده‌لوح، سفاهت خویش را عقلانیت و افساد خویش را اصلاح جا می‌زنند و به عنوان مصلحان و اصلاح‌طلبان، خود را بر جامعه تحمیل می‌کنند و توده‌های مردم را به دنبال اهداف پلید خویش می‌کشند و همراه و همگام می‌سازند. از همین رو می‌توان آنان را «مکار» و استاد شیطان نامید که ابلیس باید زانوی تلمذ در برابرشان بزند؛ چرا که با فتنه‌گری، فضای شفاف را از میان می‌برند و مردم را گمراه می‌سازند؛ فلذا خدا خطر منافقان را بدتر از خطر کافران می‌داند.
اهداف منافقان

دستگاه فکری و رفتاری منافقان بیرون از دایره فلسفه و سبک زندگی اسلامی – قرآنی است؛ از همین رو، هرگز اهداف آنان با اهداف و فلسفه زندگی مؤمنان یکسان نیست. از نظر قرآن، مهم‌ترین ویژگی منافقان که موجب تفاوت با مؤمنان می‌شود، حقیقت فلسفه زندگی است؛ زیرا مؤمنان به دنیا به عنوان مزرعه آخرت می‌نگرند و تلاش‌های دنیوی آنان برای تحقق سعادت اخروی در بهشت جاودانه در سایه تقرب به خدا است؛ اما منافقان یا اصلا ایمان و اعتقادی به عالم غیب از جمله آخرت و معاد ندارند، یا اگر داشته باشند سرکه نقد دنیا را بر حلوای نسیه آخرت ترجیح می‌دهند. از همین رو تمام تلاش خود را برای دستیابی به منافع مادی به کار می‌برند حتی اگر این امر مربوط به شرکت در جهاد نظامی باشد؛ یعنی آنان به منظور کسب غنایم دنیوی به میدان نبرد و جهاد می‌آیند؛ بنابراین، اگر احتمال خطر جدی باشد، کنار می‌کشند؛ زیرا سود و ضرر را بر اساس منافع دنیوی می‌سنجند. پس اگر ضرر مادی دنیوی بیشترباشد، هیچ اقدامی نمی‌کنند.(نساء، آیه ۱۴۱؛ توبه، آیه ۴۲) منافقان، منافع مادی زودگذر دنیوی را اصالت می‌دهند و همه چیز را فدای آن می‌کنند.

از نظر قرآن، اهداف منافقان هر چند که در کلیت امر یکسان است، اما برخی از اهدافشان به علت شدت و ضعف نفاق، می‌تواند متفاوت باشد؛ به عنوان نمونه منافقانی که به حد کفر رسیده‌اند، اهداف کافرانه چون ترویج کفر را مد نظر قرار می‌دهند؛ زیرا برایشان کفر اصالت دارد و می‌خواهند فلسفه و سبک زندگی کافرانه گسترش یابد.(توبه، آیه ۱۰۷)

همچنین این گروه از منافقان در راستای ترویج کفر و گسترش آن، دنبال آسیب رسانی به جامعه اسلامی می‌روند(همان) و برای تحقق این اهداف خویش از ابزارهای تفرقه افکنی بهره می‌گیرند تا جایی که حتی از مقدسات اسلامی و شعائر الهی و مقدس  چون مسجدسازی برای رسیدن به اهداف پلید خود استفاده می‌کنند.(همان)

از نظر قرآن، منافقان به دلیل سرکوب نور هدایت فطرت‌، ناتوان از شناخت صحیح و گرایش درست هستند؛ لذا منافقان فساد را صلاح و افساد را اصلاح و سفاهت را عقلانیت می‌دانند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) همین نگرش باطل و ناحق موجب شده است تا اینان برای دستیابی به عزت و رهایی از ذلت، تحت ولایت طاغوت و کافران بروند و این‌گونه از تحت ولایت الهی خارج می‌شوند.(نساء، آیه ۱۳۹)

بنابراین، اگر کسی آنان را به تقوا و ولایت الهی دعوت کند تا عزت واقعی را به دست آورند و از عزت موهوم و تخیلی برهند، این دعوت را رد می‌کنند و زیر بار آن نمی‌روند.(بقره، آیه ۲۰۶)

منافقان به دلیل اضطراب باطنی از آشکار شدن اهداف و مقاصد پلید همراه به گونه‌ای عمل می‌کنند تا رسوا نشوند؛ اما با این همه رفتارهایشان آنان را رسوا می‌سازد؛ زیرا هر فریادی را علیه خود می‌دانند و واکنش‌های تند و عصبی نشان می‌دهند.(منافقون، آیه ۴) همین واکنش‌های عصبی دشمنی آنان را با امت اسلام و جامعه اسلامی نشان می‌دهند و مؤمنان می‌توانند آنان را بشناسند و با احتیاط با آنان مواجه شوند و به آنان اعتماد نکنند.(همان)

منش و کنش و واکنش منافقان

شناخت منافقان در ابعاد گوناگون می‌تواند مؤمنان را نسبت به آنان هوشیار کند تا ترتیبات احتیاطی را برای شرایط گوناگون اتخاذ کنند.
منافقان از نظر ذات گرفتار دگردیسی شده و نور فطرت خویش را از دست داده‌اند. بنابراین، ذات طیب انسانی آنان به ذاتی پلید و خبیث تبدیل می‌شود.

آثار پلیدی و خباثت همچون میوه درخت خبیث ظهور و بروز می‌کند تا جایی که سراسر زندگی آنان آلوده به زشتی و پلیدی می‌شود. همچنین به سبب همین ذات خبیث است که دنبال فتنه و پلیدی می‌روند و گرایش به ناپاکی و زشتی دارند و از ارزش‌ها و اصلاحات حقیقی می‌گریزند. دگردیسی ذاتی آنان اندیشه‌ها و نگرش‌هایشان را دگرگونه کرده، کنش‌ها و واکنش‌های آنان نیز این‌گونه واژگونه نسبت به دین الهی و ارزش‌های عقلانی فطری است.(آل عمران، آیه ۱۷۹؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۵؛ توبه، آیات  ۹۵ و ۱۲۵ و ۱۲۷؛ مائده، آیه ۴۱)

بر اساس تشبیه قرآن، منافقان در فساد درونی و پلیدی ذات خویش همانند چوب‌های زیبا و فاسد شده درونی هستند که به سبب عدم بنیان‌های واقعی بر دیوار تکیه دارند و از خود هیچ اساس و ریشه‌ای ندارند و ناتوان از تعقل حقیقی و گرایش صحیح هستند.(منافقون، آیه ۴)
بر اساس همین خباثت و پلیدی ذاتی است که تخلف از جهاد و دور ماندن از مصیبت‌های آن را به عنوان نعمتی الهی و عامل نجات از مرگ می‌شمارند(نساء، آیه ۷۴) یا هر ندا و فریادی را علیه خویش می‌پندارند
(منافقون، آیه ۴) و به سوی هر روزنه‌ای در زمین برای اظهار کفر خود می‌شتابند(توبه، آیه ۵۷) در حالی که خود را هدایت یافته می‌پندارند و دیگران را گمراه (مجادله، آیه ۱۱) و خویش را اصلاح‌طلب و مؤمنان را مفسد بلکه خود را عاقل و مؤمنان را سفیه می‌دانند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) منافقان با شایعه و تهمت همواره در اندیشه تخریب فضای روانی و امنیتی جامعه اسلامی هستند و دمی از سخنان و اراجیف خبری دروغین که گسل‌های اجتماعی را فعال می‌کند و تفرقه و اغتشاش و اضطراب و آشوب اجتماعی را دامن می‌زند، دست بر نمی‌دارند و تکانه‌های شدیدی را به پایه‌های اعتماد اجتماعی وارد می‌سازند تا آن را از میان بردارند و استوانه‌های اساسی فرهنگی و اقتصادی و نظامی جامعه را سست کنند. (نور، آیه ۱۱؛ مجادله، آیه ۸؛ توبه، آیات ۶۱ و ۱۰۷ و ۱۰۸؛ احزاب، آیات ۵۸ تا ۶۱)

سوءاستفاده تبلیغاتی و بهره‌گیری از شیوه‌های فریب و دروغ از جمله شایعه سازی و شایعه پراکنی و اراجیف خبری با تکانه‌های شدید،توسل به جنگ روانی بلکه ترکیبی در قالب فعالیت‌های جاسوسی علیه جامعه اسلامی، همگرایی و همدلی بلکه حتی هم تابعیتی با کفار، مهم‌ترین کنش‌ها و واکنش‌های خطرسازمنافقان علیه امنیت جامعه اسلامی و ایمان مؤمنان است، که همانند موریانه از درون عقاید و ارزش‌های جامعه اسلامی را می‌خورد و ارزش‌های باطل را جایگزین می‌کند و تردید در دل مؤمنان سست ایمان نسبت به رهبری جامعه می‌افکند و مردمان ساده‌لوح و خوش باور را با عقاید و اهداف پلید خود همراه می‌کند.(توبه، آیات ۴۷ و ۴۹ و ۶۱ و ۱۰۷ و ۱۰۸؛ آل عمران، آیات ۱۶۷ و ۱۶۸)

فلسفه و سبک زندگی سوداگرانه و فاقد هر گونه هدف الهی(بقره، آیات ۱۴ و ۱۶) موجب می‌شود تا آنان نسبت به امور و مسائل زندگی رفتارهای متفاوت از رفتارهای مؤمنان داشته باشند. نگرش تاجرمآبانه منافقان نگرشی باطل است؛ زیرا آنان به جای آنکه هدایت را خریداری کنند در سوداگری خویش گمراهی را می‌خرند که زیان حقیقی است، اما آنان خود را تجار موفق می‌دانند، هر چند که چیزی جز ضرر حقیقی نصیب آنان نمی‌شود.(بقره، آیات ۱۴ تا ۲۱)

همین نگرش سوداگرانه منافقان است که آنها را گاه به حضور در جبهات جهادی می‌کشاند و اگر هم به دلایلی موفق نشوند و از غنمیت محروم شوند واکنش حسرت‌انگیزی از خود بروز می‌دهند که نتوانستند که به غنمیت دست یابند.(نساء، آیات ۷۲ و ۷۳) منافقان دارای تشکیلات سازمان یافته هستند(توبه، آیات ۱۰۷ و ۱۰۹) و برای هر کاری برنامه‌ریزی می‌کنند، اما چون فاقد عقلانیت فطری صحیح هستند در نهایت شکست می‌خورند و رسوا می‌شوند. البته آنان همانند موش‌های صحرایی «نفق» و راه‌های‌گریز زیادی برای خویش آماده کرده‌اند تا در شرایط سخت بگریزند.

یکی از سوراخ موش‌های منافقان توجیه‌گری است؛ بنابراین، زمانی که گرفتار می‌شوند با شوخی و سرگرمی تلقی کردن سخنان و عملکردهای خویش دنبال توجیه آن می‌روند تا خود را از مخصمه برهانند.(توبه، آیات ۶۴ و ۶۵؛ نساء، آیه ۶۲) آنان با بهره‌گیری از فصاحت و بلاغت و شیوایی و شیرینی و رسایی در سخن و گفتار توجه دیگران را به خویش جلب کنند و به اهداف خود برسند.(بقره، آیه ۲۰۴؛ منافقون، آیه ۴)

خدا در قرآن به مؤمنان هشدار می‌دهد تا منافقان را در ساحت سیاسی وارد نسازند و حکومت و حاکمیت به آنها ندهند؛ زیرا حاکمان منافق نابود‌کننده دین و مردم هستند و در زمین فساد می‌کنند و رابطه‌های عاطفی و خویشاوندی را از بین می‌برند.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵؛ محمد، آیات ۲۲ و ۲۳) منافقان مردمانی دنیاطلب(توبه، آیات ۶۸ و ۶۹) با معیارها و افکار و اندیشه‌های باطل(همان) هستند که تحت تاثیر جهل و کوردلی(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) و شیطنت شیطان(مجادله، آیات ۱۶ و ۱۹) در حزب شیطان(همان) قرار گرفته و تحت ولایت کافران و طاغوتیان می‌روند (مائده، آیات ۵۱ تا ۵۳) و با مغضوبان و اهل خسران دوستی می‌کنند(مجادله، آیات ۱۴ و ۱۹) و با خدا و پیامبرش دشمنی می‌نمایند.(مجادله، آیات ۱۹ و ۲۰)

از آنجا که منافقان سوداگران دنیاطلبی هستند که حتی ایمان را ابزاری برای سوداگری می‌دانند، دنبال سهم‌خواهی از بیت‌المال و صدقات(توبه، آیات ۵۸ و ۵۹) هستند و هر جایی که بهره‌ای از غنایم دنیوی باشد آنجا حضور دارند حتی اگر میدان نبرد باشد یا از طریق رشوه گیری.(محمد، آیات ۲۰ تا ۲۲) پس آنان دنبال رفاه مادی و امکانات دنیوی (توبه، آیات ۵۴ و ۵۵ و ۶۸ و ۶۹) هستند و هر چیزی که تامین‌کننده آن باشد، برایشان ارزشی می‌شود و از هر روشی برای دست یابی بدان استفاده می‌کنند.(همان) از دیگر خصوصیات منافقان استکبارورزی(منافقون، آیه ۵)، انعطاف ناپذیری در برابر حق(منافقون، آیه ۴)، بخل ورزی(توبه، آیه ۶۷)، بدزبانی و برخوردهای شدید با مؤمنان هنگام احساس قدرت(احزاب، آیات ۱۸ و ۱۹)، ترویج زشتی‌ها و ضد ارزش‌ها(توبه، آیه ۶۷)، حرص و طمع در مال دنیا(نساء، آیات ۱۴۱ و ۱۴۲)، سوء ظن (فتح، آیه ۶)، طغیانگری و سرگردانی(بقره، آیات ۱۴ و ۱۵)، فسق و تبهکاری(توبه، آیه ۵۳)، کتمان کاری(آل عمران، آیه ۱۶۷)، کسالت در عبادت و نماز(نساء، آیه ۱۴۲)، ممانعت از نیکی‌ها و امر به زشتی‌ها(توبه، آیه ۶۷) و مانند آنها است.

منافقان بسیار خطرناک هستند و رفتارهای آنان می‌تواند بنیان اجتماعی مسلمانان را سست کرده و میان مردم و امام تفرقه ایجاد کرده و مشروعیت سیاسی نظام اسلامی را به مخاطره افکند. بنابراین لازم است تا دشمنانی به این خطرناکی را شناخت و از آنان اجتناب کرد و توطئه‌هایشان را نقش بر آب کرد.

یادداشت: علی جواهردهی