گلایه شریفینیا از مدیریت جشنواره و دو قطبی شدن فضای هنری
محمدرضا شریفینیا با بیان اینکه جشنواره الزاماً به معنای جشن و پایکوبی نیست، گفت انتظار داشت مدیریت جشنواره با توجه به شرایط خاص کشور، شکل متفاوتی برای افتتاحیه و عنوان این رویداد در نظر بگیرد.
به گزارش پایگاه خبری رسانه بابل، به نقل از فارس نشست رسانهای فیلم سینمایی «کافه سلطان» با حضور مصطفی رزاق کریمی (کارگردان)، مرتضی رزاق کریمی (تهیهکننده)، محمدرضا شریفینیا (بازیگر)، عطیه آرندی (نویسنده) در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
مرتضی رزاقکریمی، تهیهکننده فیلم «کافه سلطان»، در ابتدای این نشست با اشاره به حاشیههای مربوط به حضور و عدم حضور برخی عوامل گفت: مسائلی درباره آمدن یا نیامدن مطرح میشود، اما به نظر من «جشنواره» معادل درستی برای چنین شرایطی نیست. ما امسال در واقع جشن نداریم.وی ادامه داد: ما در کشوری زندگی میکنیم که این مسائل همیشه وجود داشته است. پس از جنگ ۱۲روزه، هم ساخت مستند و هم فیلم داستانی به من پیشنهاد شد. زمانی که متنی که خانم ارندی نوشته بودند به دستم رسید، متوجه شدم نگاه این اثر متفاوت است و روایت مستقیمی ندارد، بلکه به تأثیر جنگ بر زندگی و زیست افراد میپردازد. وقتی دیدم برادرم نیز از این متن استقبال کرده است، با نویسنده جلسات متعددی برگزار کردیم که در نهایت، فیلمی با محوریت خانواده شکل گرفت.ارندی نویسنده فیلم نیز درباره مسیر شکلگیری ایده تا نگارش فیلمنامه گفت: من اهل اصفهان هستم و سالهای زیادی را در جادهها گذراندهام. در دوران جنگ دیدیم که همه جادهها شلوغ شد و به این فکر افتادم که کافههایی که پیش از آن در آستانه ورشکستگی بودند، در این شرایط رونق گرفتند. این مشاهدات بخشی از ایده اولیه شکلگیری متن بود.در ادامه این نشست، محمدرضا شریفینیا، بازیگر فیلم، با تسلیت به خانوادههای داغدار گفت: این ایام را به همه کسانی که عزیزانشان را از دست دادهاند تسلیت میگویم و امیدوارم روح همه آنها شاد باشد. پیش از ورود به بحث اصلی، لازم میدانم انتقادی را مطرح کنم که ناشی از برخی سوءتفاهمهاست و متوجه مدیریت جشنواره است.
وی افزود: ضمن تشکر از آقای شهسواری، معتقدم کاش حرمت جشنواره را از نام آن آغاز میکردیم. شاید استفاده از واژه «یادواره» بهجای «جشنواره» در این شرایط مناسبتر بود. ما در این کشور کمتر معنای واقعی جشن را تجربه کردهایم و بیشتر با یادوارهها مواجه هستیم. جشنواره الزاماً به معنای جشن و پایکوبی نیست، اما با توجه به اتفاقاتی که رخ داده بود، انتظار داشتم مدیریت جشنواره شکل متفاوتی برای افتتاحیه در نظر بگیرد.شریفینیا ادامه داد: تصور من این بود که در روز نخست، چند نفر از ریشسفیدان جامعه هنری در مراسم افتتاحیه حضور پیدا کنند، چند شمع روشن شود، فاتحهای خوانده شود و اعلام کنیم که دور هم جمع شدهایم تا اتفاقات این سرزمین را در قالب فیلم روایت کنیم. موضوع میتوانست به همین سادگی و در عین حال با احترام برگزار شود.این بازیگر با اشاره به حاشیههای شکلگرفته پیرامون حضور یا عدم حضور برخی هنرمندان گفت: از گذشته هم به ما میگفتند با این حکومت یا تلویزیون کار نکنید و این موضوع تازهای نبود، اما حالا مسئله شکل جدیتری پیدا کرده است. به نظر من باید این شرایط به شکلی زیبنده مدیریت میشد. همچنین نقدی هم به آقای مهدویان دارم؛ کسانی که در مراسمها حضور پیدا نکردند، لزوماً از سر ترس نبود. مسئله ترس نیست، بلکه شیوه عزاداری افراد متفاوت است و دو قطبی یا سه قطبی کردن جامعه، بیش از همه به خودمان آسیب میزند.
مرتضی رزاق کریمی نیز درباره داستان فیلم گفت: این فیلم به طور مستقیم به جنگ نمیپردازد. قطعا درباره جنگ آثاری ساخته شده و همچنان ساخته خواهد شد. من فکر میکنم چنین آثار غیرشعاری برای مخاطب جهانی هم جذابیت بیشتری دارد.آرندی در ادامه گفت: بحث عمیقی در فیلم در جریان است و این است که انتخابهای ما در شرایط بحران چگونه باید باشد.شریفینیا درباره همکاری با برادران رزاق کریمی گفت: کار جادهای بود و معمولا در فصل سرما سخت میگذرد، سختیهای کار بسیار زیاد بود و از طرف دیگر دو برادر رزاق کریمی کنار ما بودند که هر دو بسیار آرام و عالی کار را پیش بردند. این را از قول آزیتا حاجیان که در سفر است، میگویم که نظرش این بود بعد از مدتها کارگردانی بسیار مودب و با احترام و آگاهانهای دیده است.در ادامه این نشست مصطفی رزاق کریمی بیان کرد: من فیلمهای متفاوتی ساختهام که انسان در آنها محور بوده است و پرداختن به خود جنگ با تانک و توپ و تفنگ کار دوستان متبحری است که توانایی و علاقهاش را دارند.شریفینیا در پایان گفت: چندی پیش داور فیلمهای جنگی در یک جشنواره بودم که در بسیاری از فیلمها از ابتدا تا انتها آدمها روبروی هم ایستاده و تیر میزدند. فیلم خوب بود، اما قصه اشکال داشت و ما جایی برای گفتوگو میان شخصیتها و سیر پرورش و تحول شهید نمیدیدیم. ولی گاهی در فیلمهای غیرجنگی مسیر انسان شدن لحظه به لحظه روایت شده است. در فیلم ما نیز همه چیز بر مبنای گفتوگو است.