۲۲ بهمن؛ نماد توازنبخش قدرت ایران
به گزارش پایگاه خبری رسانه بابل،به نقل از «بلاغ» فرامرز نویدتبریزی| بیست و دوم بهمن ماه، مصادف با سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، صرفاً یک مناسبت تاریخی نیست؛ بلکه یک رکن اساسی در ساختار قدرت و بازنمایی اراده ملی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. این روز، نه تنها یادآور سقوط یک نظام سلطنتی وابسته و استقرار حکومتی مبتنی بر آموزههای اسلامی است، بلکه به مثابه یک رویداد سالانه، تداوم حیات، مشروعیت مردمی و توانایی نظام در حفظ اصول و اهداف خود را در معرض نمایش میگذارد. در منظری تحلیلی، ۲۲ بهمن فراتر از یک جشن ملی، به میدانی برای سنجش و بازنمایی قدرت در دو سطح داخلی و بینالمللی تبدیل شده است.
در عرصه داخلی، راهپیماییها و مراسم گرامیداشت این روز، نمادی از پیوند ناگسستنی میان ملت و نظام بوده و سرمایه اجتماعی را تقویت میکند. اما اهمیت راهبردی این مناسبت در سطح جهانی و منطقهای، جایی است که ایران در تقابل ساختاری با قدرتهای مسلط بینالمللی، به ویژه ایالات متحده آمریکا، قرار دارد. ۲۲ بهمن به عنوان یک «نمایش قدرت همزمان» عمل میکند؛ نمایشی از قدرت نرم از طریق بسیج عمومی و قدرت سخت از طریق اعلام موضع قاطع در برابر دخالتهای خارجی و تأکید بر استقلال ملی. این مقاله به تحلیل نقش محوری ۲۲ بهمن در حفظ و تقویت توازن قدرت منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران خواهد پرداخت.
۲۲ بهمن و انسجام داخلی بهعنوان پایه قدرت ملی
قدرت ملی در هر نظام سیاسی، ریشه در مشروعیت درونی و انسجام اجتماعی آن دارد. در جمهوری اسلامی ایران، مشروعیت نظام از دو منبع اساسی سرچشمه میگیرد: مبانی ایدئولوژیک و پشتوانه مردمی. راهپیمایی ۲۲ بهمن، تجلی عینی این دو عامل است.
تقویت سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی
مشارکت گسترده مردم در راهپیماییها، به خصوص در شرایطی که کشور با چالشهای اقتصادی و فشارهای خارجی مواجه است، پیامی قاطع مبنی بر بقای نظام و مقبولیت ساختار حکومتی ارسال میکند. این مشارکت، نوعی رفراندوم سالانه در تأیید مسیر انتخاب شده توسط انقلاب است. از منظر جامعهشناسی سیاسی، این حضور، سرمایه اجتماعی را تقویت میکند؛ چرا که پیوندهای جمعی را بر پایه ارزشهای مشترک (انقلاب، استقلال، عدم وابستگی) مستحکم میسازد. نظام با استفاده از این اهرم، توانایی خود را برای بسیج عمومی در مواقع لزوم (اعم از دفاعی یا سیاسی) به اثبات میرساند.
تأثیر انسجام داخلی بر قدرت بازدارندگی
قدرت بازدارندگی (Deterrence) یک مفهوم بنیادین در روابط بینالملل است که بر اساس توانایی یک بازیگر در منصرف ساختن طرف مقابل از انجام یک اقدام نامطلوب شکل میگیرد. بازدارندگی مؤثر نیازمند دو رکن است: توانایی مادی (سختافزاری) و اراده سیاسی (نرمافزاری).
راهپیمایی ۲۲ بهمن به طور مستقیم بر رکن «اراده سیاسی» تأثیر میگذارد. هنگامی که محاسبات قدرتهای متخاصم (مانند آمریکا) مبنی بر تضعیف ساختار داخلی ایران از طریق ایجاد نارضایتیهای داخلی صورت میگیرد، نمایش پرشور ۲۲ بهمن، این محاسبات را به چالش میکشد. این انسجام نشان میدهد که فشارهای خارجی تنها به اتحاد بیشتر داخلی منجر شده است. این پیام به دشمنان منتقل میشود که حمله یا فشار بیش از حد، به جای تضعیف، ممکن است به مقاومت گستردهتری دامن بزند و هزینههای مداخله را به شدت افزایش دهد. بنابراین، ۲۲ بهمن یک عامل مهم در ارتقاء سطح بازدارندگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران است.
ابعاد منطقهای قدرت جمهوری اسلامی ایران
ایران در غرب آسیا نقشی محوری دارد و معادلات قدرت در این منطقه به شدت تحت تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی است. ۲۲ بهمن فراتر از مرزهای ایران، به عنوان یک سیگنال قدرت منطقهای مخابره میشود.
تأثیر انقلاب اسلامی بر معادلات قدرت در غرب آسیا
انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی، نه غربی»، یک نظم جدید مبتنی بر استقلالمحوری و نفی هژمونی منطقهای قدرتهای بزرگ را معرفی کرد. این گفتمان، الهامبخش جنبشهای ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در منطقه بوده است. ۲۲ بهمن، سالگرد تولد این گفتمان است. نمایش توانایی ایران در حفظ این گفتمان پس از چهار دهه، به متحدان منطقهای و رقبای منطقهای علامت میدهد که ایدئولوژی بنیادین سیاست خارجی ایران همچنان پویا و زنده است.
نقش ایران در محور مقاومت و توازنبخشی
محور مقاومت، که شامل بازیگرانی در لبنان، سوریه، عراق و یمن است، تجلی قدرت نفوذ منطقهای ایران است. این محور به عنوان یک عامل توازنبخش در برابر سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل و تلاشهای آمریکا برای حفظ سلطه، عمل میکند. راهپیمایی ۲۲ بهمن در سطح منطقهای، به مثابه اعلامیه پشتیبانی مجدد از این محور تلقی میشود.
این روز نشان میدهد که هرچند فشار اقتصادی بر ایران سنگین است، اما عزم سیاسی برای حمایت از متحدان منطقهای تغییر نکرده است. این پیام برای بازیگرانی مانند عربستان سعودی و اسرائیل اهمیت دارد، زیرا بر پایداری رقابت قدرت منطقهای تأثیر میگذارد.
بازتاب راهپیمایی ۲۲ بهمن در رسانههای منطقهای
نحوه پوشش رسانههای منطقهای (چه هوادار و چه مخالف) از مراسم ۲۲ بهمن، نشاندهنده درک آنها از وزن این رویداد است. رسانههای متحدان، آن را تأکیدی بر ثبات و قدرت ایران میدانند. در مقابل، رسانههای معاند تلاش میکنند با بزرگنمایی چالشهای داخلی، این نمایش را کماهمیت جلوه دهند. با این حال، صرف توجه رسانههای بینالمللی به این مراسم، گویای آن است که ۲۲ بهمن به عنوان یک شاخص اندازهگیری اراده سیاسی تهران در محاسبات استراتژیک منطقه مورد توجه قرار میگیرد.
جایگاه ۲۲ بهمن در معادلات بینالمللی
در سطح جهانی، جمهوری اسلامی ایران در چارچوب گفتمان تقابل با «نظام سلطه» تعریف میشود. ۲۲ بهمن نمادی از این تقابل است که قدرت نرم و مقاومت را به رخ جهانیان میکشد.
نمایش قدرت نرم و پیام ایستادگی در برابر نظام سلطه
قدرت نرم ایران بر پایه ایدئولوژی، فرهنگ و توانایی بسیج مردمی استوار است. ۲۲ بهمن، اوج تجلی این قدرت نرم است. این رویداد به دولتهای غربی پیامی روشن میفرستد: سیاستهای اعمال شده بر ایران، نتوانسته است روح انقلابی و استقلالطلبی را در میان مردم تضعیف کند. این ایستادگی، به عنوان یک الگوی مقاومت برای سایر کشورهای جهان، به ویژه در جنوب جهانی، مورد توجه قرار میگیرد. این توانایی برای حفظ هویت و ایستادگی در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی، ارزش بالایی در توازن قدرت جهانی کسب میکند.
تأثیر این رویداد بر محاسبات قدرتهای جهانی، بهویژه ایالات متحده
ایالات متحده آمریکا، به عنوان رهبر نظام سلطه، اصلیترین رقیب راهبردی ایران است. سیاستهای واشنگتن همواره بر این فرض استوار بوده که با افزایش فشار اقتصادی (تحریم حداکثری)، نظام از درون دچار فروپاشی یا تغییر مسیر اساسی خواهد شد. راهپیمایی ۲۲ بهمن، مستقیماً این فرض را هدف قرار میدهد. وقتی میلیونها نفر در خیابانها حضور مییابند، محاسبات آمریکا در مورد هزینههای ادامه سیاست فشار تغییر میکند؛ زیرا مشخص میشود که سیاستهای آنها به جای انزوا، منجر به تقویت انسجام داخلی شده است. این امر، احتمال هرگونه اقدام نظامی یا امنیتی مستقیم علیه ایران را به دلیل نگرانی از واکنشهای پیشبینی نشده و سطح بالای بسیج عمومی، افزایش میدهد.
ارتباط میان مقاومت مردمی و توان چانهزنی دیپلماتیک ایران
در دیپلماسی، قدرت چانهزنی (Bargaining Power) تابعی از میزان آسیبپذیری طرفین در صورت شکست مذاکرات است. اگر ایران در صحنه داخلی ضعیف و متزلزل به نظر برسد، توان چانهزنی آن در مذاکرات هستهای یا منطقهای کاهش مییابد. ۲۲ بهمن با نمایش توانمندی در بسیج تودهای، ظرفیت تحمل فشار و عزم بر ادامه مسیر را به نمایش میگذارد. این پیام به طرف مذاکرهکننده میگوید که ایران به دلیل حمایت مردمی، دارای آستانه تحمل بالایی است و حاضر نیست امتیازات بنیادین خود را صرفاً برای کاهش فشارهای اقتصادی واگذار کند. این «استحکام درونی» مستقیماً به اهرم دیپلماتیک ایران افزوده میشود.
مواجهه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا
رابطه ایران و آمریکا بر پایه تضاد منافع بنیادی استوار است. در این چارچوب، ۲۲ بهمن به عنوان یک ابزار راهبردی در مواجهه مستقیم با سیاستهای واشنگتن عمل میکند.
سیاستهای فشار حداکثری آمریکا و پاسخ ایران
سیاست فشار حداکثری آمریکا با هدف فلج کردن اقتصاد ایران و وادار کردن تهران به مذاکره تحت شرایط سخت اجرا شده است. پاسخ ایران به این سیاست، یک پاسخ چندلایه بوده است: مقاومت اقتصادی، توسعه توانمندیهای دفاعی و نمایش انسجام ملی. مراسم ۲۲ بهمن، به عنوان نماد آخرین لایه پاسخ، یعنی «مقاومت مردمی»، عمل میکند. این نمایش نشان میدهد که فشار حداکثری در دستیابی به هدف سیاسی خود (تغییر رفتار یا رژیم) ناموفق بوده و تنها منجر به تقویت اراده ملی برای استقلال شده است.
نقش نمایش وحدت ملی در خنثیسازی راهبردها
یکی از اهداف اصلی جنگ روانی غرب، ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت است. راهبردهای سیاسی آمریکا معمولاً بر این تحلیل متمرکز است که نارضایتیهای اقتصادی میتواند به شورشهای فراگیر منجر شود. مراسم ۲۲ بهمن، با حضور گسترده مردمی، به طور هدفمند این روایت را خنثی میکند. این رویداد، یک پیام متضاد ارسال میدارد: علیرغم مشکلات اقتصادی، مبانی اصلی انقلاب (استقلال و جمهوری اسلامی) همچنان مورد حمایت بخش قابل توجهی از جامعه است.
این امر توانایی آمریکا برای بهرهبرداری از نارضایتیها در راستای اهداف ژئوپلیتیکی خود را تضعیف مینماید.
۲۲ بهمن بهعنوان پیام راهبردی استقلال، خوداتکایی و بازدارندگی
۲۲ بهمن، روزی است که ایران استقلال خود را از سلطه خارجی جشن میگیرد. این جشن، تأکیدی مجدد بر اصول سهگانه راهبردی نظام است: استقلال (عدم وابستگی سیاسی)، خوداتکایی (تأکید بر توانمندیهای داخلی در حوزههای دفاعی و اقتصادی) و بازدارندگی (توانایی دفاع مؤثر در برابر تهدیدات خارجی). این پیامها مستقیماً محاسبات راهبردی ایالات متحده را تحت تأثیر قرار میدهند، چرا که نشان میدهند ایران بازیگری است که هزینه خروج از مدار نفوذ غرب را پذیرفته و حاضر به پرداخت آن در بلندمدت است.
۲۲ بهمن، به عنوان یک نقطه عطف سالانه در تقویم سیاسی ایران، فراتر از جشنهای ملی است؛ بلکه یک مانیفست زنده در باب قدرت ملی و توازن قوا محسوب میشود. این روز، به طور همزمان، توازن قدرت را در سه سطح مورد سنجش قرار میدهد:
توازن قدرت داخلی: با نمایش انسجام ملی و مشروعیت مردمی، نظام اطمینان میدهد که پایه قدرت داخلی مستحکم است و از این حیث قابل تهدید نیست.
توازن قدرت منطقهای: با تأیید مجدد اصول انقلاب، ایران بر پایداری محور مقاومت و ظرفیت خود برای تأثیرگذاری بر معادلات غرب آسیا در تقابل با ائتلاف آمریکا-اسرائیل، تأکید میکند.
توازن قدرت بینالمللی: ۲۲ بهمن به عنوان یک اهرم نرم در برابر فشار سخت جهانی عمل کرده و توان چانهزنی دیپلماتیک ایران را از طریق اثبات عزم ملی تقویت میبخشد.
در مواجهه با سیاستهای خصمانه ایالات متحده، ۲۲ بهمن به عنوان یک «سپر روانی» عمل کرده و بر اراده واشنگتن برای اعمال فشار حداکثری خط بطلان میکشد. نتایج نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر این نماد راهبردی، توانسته است توازن قدرت را در برابر بزرگترین رقیب خود حفظ کند؛ توازنی که مبتنی بر تلاقی مؤثر قدرت مردمی، پشتوانه ایدئولوژیک و اراده سیاسی برای استقلال است. تا زمانی که این پیوند مردمی حفظ شود، ۲۲ بهمن به عنوان نماد تثبیتکننده جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران در نظم جهانی در حال تغییر باقی خواهد ماند.